沙姆斯集 嘎扎勒 53 诗联 11 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۵۳

  1. گویم ای داده دوا هر دو جهان را نیست مرا جز لب تو جان دواها

G53:11

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 عشق تو آورد قدح پر ز بلاها·گفتم می می‌نخورم پیش تو شاها
  2. 2 داد می معرفتش آن شکرستان·مست شدم برد مرا تا به کجاها
  3. 3 از طرفی روح امین آمد پنهان·پیش دویدم که ببین کار و کیاها
  4. 4 گفتم ای سر خدا روی نهان کن·شکر خدا کرد و ثنا گفت دعاها
  5. 5 گفتم خود آن نشود عاشق پنهان·چیست که آن پرده شود پیش صفاها
  6. 6 عشق چو خون خواره شود وای از او وای·کوه احد پاره شود خاصه چو ماها
  7. 7 شاد دمی کان شه من آید خندان·باز گشاید به کرم بند قباها
  8. 8 گوید افسرده شدی بی‌نظر ما·پیشتر آ تا بزند بر تو هواها
  9. 9 گویم کان لطف تو کو ای همه خوبی·بنده خود را بنما بندگشاها
  10. 10 گوید نی تازه شوی هیچ مخور غم·تازه‌تر از نرگس و گل وقت صباها
  11. 11 گویم ای داده دوا هر دو جهان را·نیست مرا جز لب تو جان دواها
  12. 12 میوه هر شاخ و شجر هست گوایش·روی چو زر و اشک مرا هست گواها

ganjoor: sh53 · public domain