沙姆斯集 嘎扎勒 535 诗联 8 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۵۳۵

  1. میدان خوش است ای ماه رو با گیر و دار ما و تو ای هر که لنگست اسب او لنگان ز میدان می‌رود

G535:8

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 سودای تو در جوی جان چون آب حیوان می‌رود·آب حیات از عشق تو در جوی جویان می‌رود
  2. 2 عالم پر از حمد و ثنا از طوطیان آشنا·مرغ دلم بر می‌پرد چون ذکر مرغان می‌رود
  3. 3 بر ذکر ایشان جان دهم جان را خوش و خندان دهم·جان چون نخندد چون ز تن در لطف جانان می‌رود
  4. 4 هر مرغ جان چون فاخته در عشق طوقی ساخته·چون من قفس پرداخته سوی سلیمان می‌رود
  5. 5 از جان هر سبحانیی هر دم یکی روحانیی·مست و خراب و فانیی تا عرش سبحان می‌رود
  6. 6 جان چیست خم خسروان در وی شراب آسمان·زین رو سخن چون بیخودان هر دم پریشان می‌رود
  7. 7 در خوردنم ذوقی دگر در رفتنم ذوقی دگر·در گفتنم ذوقی دگر باقی بر این سان می‌رود
  8. 8 میدان خوش است ای ماه رو با گیر و دار ما و تو·ای هر که لنگست اسب او لنگان ز میدان می‌رود
  9. 9 مه از پی چوگان تو خود را چو گویی ساخته·خورشید هم جان باخته چون گوی غلطان می‌رود
  10. 10 این دو بسی بشتافته پیش تو ره نایافته·در نور تو دربافته بیرون ایوان می‌رود
  11. 11 چون نور بیرون این بود پس او که دولت بین بود·یا رب چه باتمکین بود یا رب چه رخشان می‌رود

ganjoor: sh535 · public domain