沙姆斯集› 嘎扎勒 541› 诗联 7 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۵۴۱
- ره رو مگو این چون بود زیرا ز چون بیرون بود کی شیر را همدم شوی تا در تو آهویی بود
G541:7
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 صرفه مکن صرفه مکن صرفه گدارویی بود·در پاکبازان ای پسر فیض و خداخویی بود
- 2 خود عاقبت اندر ولا نی بخل ماند نی سخا·اندر سخا هم بیشکی پنهان عوض جویی بود
- 3 هست این سخا چون سیر ره وین بخل منزل کردنت·در کشتی نوح آمدی کی وقف و رهپویی بود
- 4 حاصل عصای موسوی عشقست در کون ای روی·عین و عرض در پیش او اشکال جادویی بود
- 5 یک سو رو از گرداب تن پیش از دم غرقه شدن·زیرا بقا و خرمی زان سوی شش سویی بود
- 6 خود را بیفشان چون شجر از برگ خشک و برگ تر·بی رنگ نیک و رنگ بد توحید و یکتویی بود
- 7 ره رو مگو این چون بود زیرا ز چون بیرون بود·کی شیر را همدم شوی تا در تو آهویی بود
- 8 خاموش کاین گفت زبان دارد نشان فرقتی·ور نی چو نان خاید فتی کی وقت نان گویی بود
ganjoor: sh541 · public domain