沙姆斯集 嘎扎勒 563 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۵۶۳

  1. تو را بر در نشاند او به طراری که می‌آید تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد

G563:4

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد·به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد
  2. 2 در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی‌کاران·به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
  3. 3 ترازو گر نداری پس تو را زو ره زند هر کس·یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
  4. 4 تو را بر در نشاند او به طراری که می‌آید·تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد
  5. 5 به هر دیگی که می‌جوشد میاور کاسه و منشین·که هر دیگی که می‌جوشد درون چیزی دگر دارد
  6. 6 نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد·نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد
  7. 7 بنال ای بلبل دستان ازیرا نالهٔ مستان·میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد
  8. 8 بنه سر گر نمی‌گنجی که اندر چشمهٔ سوزن·اگر رشته نمی‌گنجد از آن باشد که سر دارد
  9. 9 چراغ است این دل بیدار به زیر دامنش می‌دار·از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد
  10. 10 چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمه‌ای گشتی·حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد
  11. 11 چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی·که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد

ganjoor: sh563 · public domain