沙姆斯集 嘎扎勒 574 诗联 6 ← 上一页

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۵۷۴

  1. چو او از هفتمین دریا به کوه قاف رو آرد از آن دریا چه گوهرها کنار خاک درریزد

G574:6

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد·قیامت‌های پرآتش ز هر سویی برانگیزد
  2. 2 دلی خواهیم چون دوزخ که دوزخ را فروسوزد·دو صد دریا بشوراند ز موج بحر نگریزد
  3. 3 ملک‌ها را چه مندیلی به دست خویش درپیچد·چراغ لایزالی را چو قندیلی درآویزد
  4. 4 چو شیری سوی جنگ آید دل او چون نهنگ آید·به جز خود هیچ نگذارد و با خود نیز بستیزد
  5. 5 چو هفت صد پرده‌ی دل را به نور خود بدراند·ز عرشش این ندا آید بنامیزد بنامیزد
  6. 6 چو او از هفتمین دریا به کوه قاف رو آرد·از آن دریا چه گوهرها کنار خاک درریزد

ganjoor: sh574 · public domain