沙姆斯集 · G585 · 5 联
غزل شمارهٔ ۵۸۵
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G585:1 مرا دلبر چنان باید که جان فتراک او گیردمرا مطرب چنان باید که زهره پیش او میرد
- G585:2 یکی پیمانهای دارم که بر دریا همیخندددل دیوانهای دارم که بند و پند نپذیرد
- G585:3 خداوندا تو میدانی که جانم از تو نشکیبدازیرا هیچ ماهی را دمی از آب نگزیرد
- G585:4 زهی هستی که تو داری زهی مستی که من دارمتو را هستی همیزیبد مرا مستی همیزیبد
- G585:5 هلا بس کن هلا بس کن که این عشقی که بگزیدینشاطی میدهد بیغم قبولی میکند بیرد
ganjoor: sh585 · public domain