沙姆斯集› 嘎扎勒 585› 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۵۸۵
- یکی پیمانهای دارم که بر دریا همیخندد دل دیوانهای دارم که بند و پند نپذیرد
G585:2
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 مرا دلبر چنان باید که جان فتراک او گیرد·مرا مطرب چنان باید که زهره پیش او میرد
- 2 یکی پیمانهای دارم که بر دریا همیخندد·دل دیوانهای دارم که بند و پند نپذیرد
- 3 خداوندا تو میدانی که جانم از تو نشکیبد·ازیرا هیچ ماهی را دمی از آب نگزیرد
- 4 زهی هستی که تو داری زهی مستی که من دارم·تو را هستی همیزیبد مرا مستی همیزیبد
- 5 هلا بس کن هلا بس کن که این عشقی که بگزیدی·نشاطی میدهد بیغم قبولی میکند بیرد
ganjoor: sh585 · public domain