沙姆斯集› 嘎扎勒 590› 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۵۹۰
- نظر در روی شه باید چو آن نبود چه را شاید سفر از خویشتن باید چو با خویشی سفر چه بود
G590:2
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چه بود·چو جان بهر نظر باشد روان بینظر چه بود
- 2 نظر در روی شه باید چو آن نبود چه را شاید·سفر از خویشتن باید چو با خویشی سفر چه بود
- 3 مرا پرسید صفرایی که گر مرد شکرخایی·کمر بندم چو نی پیشت اگر گویی شکر چه بود
- 4 بگفتم بهترین چیزی ولیکن پیش غیر تو·که تو ابله شکر بینی و گویی زین بتر چه بود
- 5 ازیرا اصل جسم تو ز زهر قاتل افتادست·سقر بودست اصل تو نداند جز سقر چه بود
- 6 جهان و عقل کلی را ز عقل جزو چون بینی·در آن دریای خون آشام عقل مختصر چه بود
- 7 دو سه سطرست که میخوانی ز سر تا پا و پا تا سر·دگر کاری نداری تو وگر نه پا و سر چه بود
- 8 چو کور افتاد چشم دل چو گوش از ثقل شد پرگل·به غیر خانه وسواس جای کور و کر چه بود
ganjoor: sh590 · public domain