沙姆斯集 嘎扎勒 600 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۰۰

  1. گر بشکند این جامم من غصه نیاشامم جامی دگر آن ساقی در زیر بغل دارد

G600:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 جامم بشکست ای جان پهلوش خلل دارد·در جمع چنین مستان جامی چه محل دارد
  2. 2 گر بشکند این جامم من غصه نیاشامم·جامی دگر آن ساقی در زیر بغل دارد
  3. 3 جامست تن خاکی جانست می پاکی·جامی دگرم بخشد کاین جام علل دارد
  4. 4 ساقی وفاداری کز مهر کله دارد·ساقی که قبای او از حلم تگل دارد
  5. 5 شادی و فرح بخشد دل را که دژم باشد·تیزی نظر بخشد گر چشم سبل دارد
  6. 6 عقلی که بر این روزن شد حارس این خانه·خاک در او گردد گر علم و عمل دارد
  7. 7 شهمات کجا گردد آن کو رخ شه بیند·کی تلخ شود آن کو دریای عسل دارد
  8. 8 از آب حیات او آن کس که کشد گردن·در عین حیات خود صد مرگ و اجل دارد
  9. 9 خورشید به هر برجی مسعود و بهی باشد·اما کر و فر خود در برج حمل دارد
  10. 10 جز صورت عشق حق هر چیز که من دیدم·نیمیش دروغ آمد نیمیش دغل دارد
  11. 11 چندان لقبش گفتم از کامل و از ناقص·از غایت بی‌مثلی صد گونه مثل دارد

ganjoor: sh600 · public domain