沙姆斯集› 嘎扎勒 608› 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۰۸
- شب کفر و چراغ ایمان خورشید چو شد رخشان با کفر بگفت ایمان رفتیم که بس باشد
G608:4
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 ایمان بر کفر تو ای شاه چه کس باشد·سیمرغ فلک پیما پیش تو مگس باشد
- 2 آب حیوان ایمان خاک سیهی کفران·بر آتش تو هر دو ماننده خس باشد
- 3 جان را صفت ایمان شد وین جان به نفس جان شد·دل غرقه عمان شد چه جای نفس باشد
- 4 شب کفر و چراغ ایمان خورشید چو شد رخشان·با کفر بگفت ایمان رفتیم که بس باشد
- 5 ایمان فرسی دین را مر نفس چو فرزین را·وان شاه نوآیین را چه جای فرس باشد
- 6 ایمان گودت پیش آ وان کفر گود پس رو·چون شمع تنت جان شد نی پیش و نی پس باشد
- 7 شمس الحق تبریزی رانی تو چنان بالا·تا جز من پابرجا خود دست مرس باشد
ganjoor: sh608 · public domain