沙姆斯集› 嘎扎勒 609› 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۰۹
- آن جای که عشق آمد، جان را چه محل باشد؟! هر عقل کجا پرّد، آن جا که جنون باشد؟
G609:4
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 در خانهٔ غم بودن، از همّت دون باشد·و اندر دل دونهمّت، اسرارِ تو چون باشد؟!
- 2 بر هر چه همی لرزی، میدان که همان ارزی·زین روی دلِ عاشق، از عرش فزون باشد
- 3 آن را که شفا دانی، درد تو از آن باشد·وان را که وفا خوانی، آن مکر و فسون باشد
- 4 آن جای که عشق آمد، جان را چه محل باشد؟!·هر عقل کجا پرّد، آن جا که جنون باشد؟
- 5 سیمرغ دلِ عاشق، در دام کجا گنجد؟!·پرواز چنین مرغی، از کون برون باشد
- 6 بر گرد خسان گردد چون چرخ، دل تاری·آن دل که چنین گردد، او را چه سکون باشد؟!
- 7 جام میِ موسی کش، شمس الحق تبریزی·تا آب شود پیشت، هر نیل که خون باشد
ganjoor: sh609 · public domain