沙姆斯集› 嘎扎勒 619› 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۱۹
- مسکین دل آواره آن گمشده یک باره چون بشنود این چاره خوش رقص کنان آید
G619:3
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 آن صبح سعادتها چون نورفشان آید·آن گاه خروس جان در بانگ و فغان آید
- 2 خور نور درخشاند پس نور برافشاند·تن گرد چو بنشاند جانان بر جان آید
- 3 مسکین دل آواره آن گمشده یک باره·چون بشنود این چاره خوش رقص کنان آید
- 4 جان به قدم رفته در کتم عدم رفته·با قد به خم رفته در حین به میان آید
- 5 دل مریم آبستن یک شیوه کند با من·عیسی دوروزه تن درگفت زبان آید
- 6 دل نور جهان باشد جان در لمعان باشد·این رقص کنان باشد آن دست زنان آید
- 7 شمس الحق تبریزی هر جا که کنی مقدم·آن جا و مکان در دم بیجا و مکان باشد
ganjoor: sh619 · public domain