沙姆斯集 嘎扎勒 645 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۴۵

  1. بار دگر آن جان، پر از آتش و از آب در لرزه چو خورشید و چو سیماب درآمد

G645:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 بار دگر آن آب به دولاب درآمد·وآن چرخهٔ گردنده در اشتاب درآمد
  2. 2 بار دگر آن جان، پر از آتش و از آب·در لرزه چو خورشید و چو سیماب درآمد
  3. 3 بار دگر آن صورتِ پنهانیِ عالم·از روزن جان، دوش، چو مهتاب درآمد
  4. 4 خورشید که می‌درَّد از او مشرق و مغرب·از لطف بوَد گر به سطرلاب درآمد
  5. 5 بار دگر آن صبح بخندید و بتابید·تا خفتهٔ صد ساله هم از خواب درآمد
  6. 6 بار دگر آن قاضی حاجات ندا کرد·«خیزید که آن فاتح ابواب درآمد»
  7. 7 بار دگر از قبله روان گشت رسالت·در گوش محمد چو به محراب درآمد
  8. 8 چون رفت محمد به در خیبرِ ناسوت·نقبی بزد از نصرت و نقاب درآمد
  9. 9 از بیم مَلک، جمله فلک رخنه و در شد·وز بیم مسبب، همه اسباب درآمد
  10. 10 آری لقبش بود سعادت بک عالم·زآن پیش که اشخاص به القاب درآمد
  11. 11 بگشاد محمد در خُم‌خانهٔ غیبی·بسیار کسادی به میِ ناب درآمد
  12. 12 از بهر دل تشنه و تسکین چنین خون·آن جام میِ لعل چو عناب درآمد
  13. 13 خاموش کن امروز که این روز سخن نیست·زحمت مده، آن ساقیِ اصحاب درآمد

ganjoor: sh645 · public domain