沙姆斯集 嘎扎勒 647 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۴۷

  1. استیزه مکن مملکت عشق طلب کن کاین مملکتت از ملک الموت رهاند

G647:4

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 تدبیر کند بنده و تقدیر نداند·تدبیر به تقدیر خداوند چه ماند
  2. 2 بنده چو بیندیشد پیداست چه بیند·حیلت بکند لیک خدایی بنداند
  3. 3 گامی دو چنان آید کو راست نهادست·وان گاه که داند که کجاهاش کشاند
  4. 4 استیزه مکن مملکت عشق طلب کن·کاین مملکتت از ملک الموت رهاند
  5. 5 شه را تو شکاری شو کم گیر شکاری·کاشکار تو را باز اجل بازستاند
  6. 6 خامش کن و بگزین تو یکی جای قراری·کان جا که گزینی ملک آن جات نشاند

ganjoor: sh647 · public domain