沙姆斯集› 嘎扎勒 65› 诗联 5 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۵
- که سوی عقلِ کژبینی درآمد از قضا کینی چو مفلوجی، چو مسکینی، بماند آن عقل هم برجا
G65:5
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 ببین ذرات روحانی، که شد تابان از این صحرا·ببین این بحر و کشتیها، که بر هم میزنند اینجا
- 2 ببین عذرا و وامق را، در آن آتش خلایق را·ببین معشوق و عاشق را، ببین آن شاه و آن طغرا
- 3 چو جوهر قلزم اندر شد، نه پنهان گشت و نی تر شد·ز قلزم آتشی بر شد، در او هم «لا» و هم «الا»
- 4 چو بیگاهست آهسته، چو چشمت هست بربسته·مزن لاف و مشو خسته، مگو «زیر» و مگو «بالا»
- 5 که سوی عقلِ کژبینی درآمد از قضا کینی·چو مفلوجی، چو مسکینی، بماند آن عقل هم برجا
- 6 اگر هستی تو از آدم در این دریا فروکش دم·که اینت واجبست ای عم! اگر امروز، اگر فردا
- 7 ز بحر این در، خجل باشد، چه جای آب و گل باشد؟·چه جان و عقل و دل باشد که نبوَد او کفِ دریا؟
- 8 چه سودا میپزد این دل، چه صفرا میکند این جان·چه سرگردان همی دارد تو را این عقل کارافزا
- 9 زهی ابر گهربیزی ز شمس الدین تبریزی·زهی امن و شکرریزی میان عالم غوغا
ganjoor: sh65 · public domain