沙姆斯集 嘎扎勒 653 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۵۳

  1. اشکم چو دهل گشته و دل حامل اسرار چون نه مهه گشتست ندانی که بزاید

G653:3

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 چون بر رخ ما عکس جمال تو برآید·بر چهره ما خاک چو گلگونه نماید
  2. 2 خواهم که ز زنار دوصد خرقه نماید·ترسابچه گوید که «بپوشان که نشاید»
  3. 3 اشکم چو دهل گشته و دل حامل اسرار·چون نه مهه گشتست ندانی که بزاید
  4. 4 شاهیست دل اندر تن ماننده گاوی·وین گاو ببیند شه اگر ژاژ نخاید
  5. 5 وان دانه که افتاد در این هاون عشاق·هر سوی جهد لیک به ناچار بساید
  6. 6 از خانه عشق آنک بپرد چو کبوتر·هر جا که رود عاقبت کار بیاید
  7. 7 آیینه که شمس الحق تبریز بسازد·زنگار کجا گیرد و صیقل به چه باید

ganjoor: sh653 · public domain