沙姆斯集 嘎扎勒 659 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۵۹

  1. بگه برخیز فردا سوی او رو که او عاشق چو من بسیار دارد

G659:4

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 دلم امروز خوی یار دارد·هوای روی چون گلنار دارد
  2. 2 که طاووس آن طرف پر می‌فشاند·که بلبل آن طرف تکرار دارد
  3. 3 صدای نای آن جا نکته گوید·نوای چنگ بس اسرار دارد
  4. 4 بگه برخیز فردا سوی او رو·که او عاشق چو من بسیار دارد
  5. 5 چو بگشاید رخان تو دل نگهدار·که بس آتش در آن رخسار دارد
  6. 6 ولیکن عقل کو آن لحظه دل را·که دل‌ها را لبش خمار دارد
  7. 7 ز ما کاری مجو چون داده‌ای می·که می مر مرد را بی‌کار دارد
  8. 8 دلم افتان و خیزان دوش آمد·که می مستی او اظهار دارد
  9. 9 دویدم پیش و گفتم باده خوردی·نمی‌ترسی که عقل انکار دارد
  10. 10 چو بو کردم دهانش را بدیدم·که بوی آن پری دیدار دارد
  11. 11 خداوندی شمس الدین تبریز·که بوی خالق جبار دارد
  12. 12 ز بو تا بوی فرقی بس عظیمست·و او بی‌حد و بی‌مقدار دارد

ganjoor: sh659 · public domain