沙姆斯集 嘎扎勒 678 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۷۸

  1. به صد وادی فرورفتم به سودا که چه چاره که چاره گر چنین شد

G678:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 به صورت یار من چون خشمگین شد·دلم گفت اه مگر با من به کین شد
  2. 2 به صد وادی فرورفتم به سودا·که چه چاره که چاره گر چنین شد
  3. 3 به سوی آسمان رفتم چو دیوان·از این درد آسمان من زمین شد
  4. 4 مرا گفتند راه راست برگیر·چه ره گیرم که یار راستین شد
  5. 5 مرا هم راه و همراهست یارم·که روی او مرا ایمان و دین شد
  6. 6 به زیر گلبنش هر کس که بنشست·سعادت با نشستش همنشین شد
  7. 7 در این گفتارم آن معنی طلب کن·نفس‌های خوشم او را کمین شد
  8. 8 ازیرا اسم‌ها عین مسماست·ز عین اسم آدم عین بین شد
  9. 9 اگر خواهی که عین جمع باشی·همین شد چاره و درمان همین شد
  10. 10 مخوان این گنج نامه دیگر ای جان·که این گنج از پی حکمت دفین شد
  11. 11 به کهگل چون بپوشم آفتابی·جهانی کی درون آستین شد
  12. 12 اگر تو زین ملولی وای بر تو·که تو پیرار مردی این یقین شد
  13. 13 زره بر آب می‌دان این سخن را·همان آبست الا شکل چین شد
  14. 14 ز خود محجوبشان کردم به گفتن·به پیش حاسدان واجب چنین شد
  15. 15 خمش باشم لب از گفتن ببندم·که مشتی بیس با پیری قرین شد

ganjoor: sh678 · public domain