沙姆斯集› 嘎扎勒 679› 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۷۹
- چو ناگاهان بدیدش همچو برقی برون پرید عقلش را سری شد
G679:2
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 چو دیوم عاشق آن یک پری شد·ز دیو خویشتن یک سر بری شد
- 2 چو ناگاهان بدیدش همچو برقی·برون پرید عقلش را سری شد
- 3 در انگشت پری مُهر سلیمان·چو دید آن جان و دل در چاکری شد
- 4 چو سر چاکری عشق دریافت·فراز هفت چرخ مهتری شد
- 5 چو لب تر کرد او از جام عشقش·بدان خشکی لب او از تری شد
- 6 چو شد او مشتری عشق جنی·کمینه بندگانش مشتری شد
- 7 چو گاوی بود بیجان و زبان دیو·بداد جان و عشقش سامری شد
- 8 همه جور و جفا و محنت عشق·بر او شیرین چو مهر مادری شد
- 9 مگر درد فراق و جور هجران·که تاب آن نبودش زان بری شد
- 10 ز دست هجر او تا پیش مخدوم·که شمسالدین است بهر داوری شد
- 11 چو دیو آمد به پیشش خاک بوسید·از آتش با ملایک همپری شد
- 12 از آن مستی به تبریز است گردان·که از جانش هوای کافری شد
ganjoor: sh679 · public domain