沙姆斯集› 嘎扎勒 691› 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۹۱
- گر ولوله مرا نخواهند از بهر چه کارم آفرینند
G691:4
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 هر چند که بلبلان گزینند·مرغان دگر خمش نشینند
- 2 خود گیر که خرمنی ندارند·نه از خرمن فقر دانه چینند
- 3 از حلقه برون نهایم ما نیز·هر چند که آن شهان نگینند
- 4 گر ولوله مرا نخواهند·از بهر چه کارم آفرینند
- 5 شیرین و ترش مراد شاهست·دو دیگ نهاده بهر اینند
- 6 بایست بود ترش به مطبخ·چون مخموران بدان رهینند
- 7 هر حالت ما غذای قومیست·زین اغذیه غیبیان سمینند
- 8 مرغان ضمیر از آسمانند·روزی دو سه بسته زمینند
- 9 زانشان ز فلک گسیل کردند·هر چند ستارگان دینند
- 10 تا قدر وصال حق بدانند·تا درد فراق حق بینند
- 11 بر خاک قراضه گر بریزند·آن را نهلند و برگزینند
- 12 شمس تبریز کم سخن بود·شاهان همه صابر و امینند
ganjoor: sh691 · public domain