沙姆斯集 嘎扎勒 698 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۹۸

  1. دل چون چنگست و عشق زخمه پس دل به چه دل فغان ندارد

G698:3

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 آن کس که ز تو نشان ندارد·گر خورشیدست آن ندارد
  2. 2 ما بر در و بام عشق حیران·آن بام که نردبان ندارد
  3. 3 دل چون چنگست و عشق زخمه·پس دل به چه دل فغان ندارد
  4. 4 امروز فغان عاشقان را·بشنو که تو را زیان ندارد
  5. 5 هر ذره پر از فغان و ناله‌ست·اما چه کند زبان ندارد
  6. 6 رقص است زبان ذره زیرا·جز رقص دگر بیان ندارد
  7. 7 هر سو نگران تست دل‌ها·وان سو که توی گمان ندارد
  8. 8 این عالم را کرانه‌ای هست·عشق من و تو کران ندارد
  9. 9 مانند خیال تو ندیدم·بوسه دهد و دهان ندارد
  10. 10 ماننده غمزه‌ات ندیدم·تیر اندازد کمان ندارد
  11. 11 دادی کمری که بر میان بند·طفل دل من میان ندارد
  12. 12 گفتی که به سوی ما روان شو·بی لطف تو جان روان ندارد

ganjoor: sh698 · public domain