沙姆斯集› 嘎扎勒 699› 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۹۹
- گفتم به صبوح خفتگان را پامزد ویم که سر برآرد
G699:4
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 بیچاره کسی که می ندارد·غوره به سلف همیفشارد
- 2 بیچاره زمین که شوره باشد·وین ابر کرم بر او نبارد
- 3 باری دل من صبوح مستست·وام شب دوش میگزارد
- 4 گفتم به صبوح خفتگان را·پامزد ویم که سر برآرد
- 5 امروز گریخت شرم از من·او بر کف مست کی نگارد
- 6 ساقیست گرفته گوشم امروز·یک لحظه مرا نمیگذارد
- 7 جام چو عصاش اژدها شد·بر قبطی عقل میگمارد
- 8 خاموش و ببین که خم مستان·چون جام شریف میسپارد
ganjoor: sh699 · public domain