沙姆斯集› 嘎扎勒 707› 诗联 13 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۷۰۷
- ای پای بیا و پای میکوب کان سرده نامدار آمد
G707:13
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 آن یوسف خوش عذار آمد·وان عیسی روزگار آمد
- 2 وان سنجق صد هزار نصرت·بر موکب نوبهار آمد
- 3 ای کار تو مرده زنده کردن·برخیز که روز کار آمد
- 4 شیری که به صید شیر گیرد·سرمست به مرغزار آمد
- 5 دی رفت و پریر نقد بستان·کان نقد خوش عیار آمد
- 6 این شهر امروز چون بهشتست·میگوید شهریار آمد
- 7 میزن دهلی که روز عیدست·میکن طربی که یار آمد
- 8 ماهی از غیب سر برون کرد·کاین مه بر او غبار آمد
- 9 از خوبی آن قرار جانها·عالم همه بیقرار آمد
- 10 هین دامن عشق برگشایید·کز چرخ نهم نثار آمد
- 11 ای مرغ غریب پربریده·بر جای دو پر چهار آمد
- 12 هان ای دل بسته سینه بگشا·کان گمشده در کنار آمد
- 13 ای پای بیا و پای میکوب·کان سرده نامدار آمد
- 14 از پیر مگو که او جوان شد·وز پار مگو که پار آمد
- 15 گفتی با شه چه عذر گویم·خود شاه به اعتذار آمد
- 16 گفتی که کجا رهم ز دستش·دستش همه دستیار آمد
- 17 ناری دیدی و نور آمد·خونی دیدی عقار آمد
- 18 آن کس که ز بخت خود گریزد·بگریخته شرمسار آمد
- 19 خامش کن و لطفهاش مشمر·لطفیست که بیشمار آمد
ganjoor: sh707 · public domain