沙姆斯集 嘎扎勒 73 诗联 5 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۷۳

  1. گر هست دلش خارا مگریز و مرو یارا کاول بُکشد ما را و آخر بِکشد ما را

G73:5

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 آمد بت میخانه تا خانه برد ما را·بنمود بهار نو تا تازه کند ما را
  2. 2 بگشاد نشان خود بربست میان خود·پر کرد کمان خود تا راه زند ما را
  3. 3 صد نکته دراندازد صد دام و دغل سازد·صد نرد عجب بازد تا خوش بخورد ما را
  4. 4 رو سایه سَروَش شو پیش و پس او می‌دو·گرچه چو درخت نو از بن بکند ما را
  5. 5 گر هست دلش خارا مگریز و مرو یارا·کاول بُکشد ما را و آخر بِکشد ما را
  6. 6 چون ناز کند جانان اندر دل ما پنهان·بر جمله سلطانان صد ناز رسد ما را
  7. 7 بازآمد و بازآمد آن عمر دراز آمد·آن خوبی و ناز آمد تا داغ نهد ما را
  8. 8 آن جان و جهان آمد وان گنج نهان آمد·وان فخر شهان آمد تا پرده درد ما را
  9. 9 می‌آید و می‌آید آن کس که همی‌باید·وز آمدنش شاید گر دل بجهد ما را
  10. 10 شمس الحق تبریزی در برج حمل آمد·تا بر شجر فطرت خوش خوش بپزد ما را

ganjoor: sh73 · public domain