沙姆斯集 嘎扎勒 783 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۷۸۳

  1. ساقیا دست من و دامن تو مخمورم تو بده داد دل من دگران بیدادند

G783:4

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 ای دریغا که حریفان همه سر بنهادند·باده عشق عمل کرد و همه افتادند
  2. 2 همه را از تبش عشق قبا تنگ آمد·کله از سر بنهادند و کمر بگشادند
  3. 3 این همه عربده و تندی و ناسازی چیست·نه همه همره و هم قافله و هم زادند
  4. 4 ساقیا دست من و دامن تو مخمورم·تو بده داد دل من دگران بیدادند
  5. 5 من عمارت نپذیرم که خرابم کردی·ای خراب از می تو هر کی در این بنیادند
  6. 6 ای خدا رحم کن آن را که مرا رحم نکرد·به صفات تو که در کشتن من استادند
  7. 7 بیخودم کن که از آن حالتم آزادیهاست·بنده آن نفرم کز خود خود آزادند
  8. 8 دختران دارم چون ماه پس پرده دل·ماه رویان سماوات مرا دامادند
  9. 9 دخترانم چو شکر سرتاسر شیرینند·خسروان فلک اندر پیشان فرهادند
  10. 10 چون همه باز نظر از جز شه دوخته‌اند·گرد مردار نگردند نه ایشان خادند
  11. 11 همه لب بر لب معشوق چو نی نالانند·دل ندارند و عجب این که همه دلشادند
  12. 12 گر فقیرند همه شیردل و زربخش اند·این فقیران تراشنده همه خرادند
  13. 13 خود از آن کس که تراشیده تو را زو بتراش·دگران حیله گر و ظالم و بی‌فریادند
  14. 14 رو ترش کرده چرایی که خریدارم نیست·عاشقانند تو را منتظر میعادند
  15. 15 تن زدم لیک دلم نعره زنان می‌گوید·باده عشق تو خواهم که دگرها بادند
  16. 16 شمس تبریز به نور تو که ذرات وجود·همه در عشق تو موم‌اند اگر پولادند

ganjoor: sh783 · public domain