沙姆斯集 嘎扎勒 788 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۷۸۸

  1. آنک از نقد وصال تو به یک جو نرسید چو گه عرض بود بر سر میزان چه کند

G788:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 آه کان طوطی دل بی‌شکرستان چه کند·آه کان بلبل جان بی‌گل و بستان چه کند
  2. 2 آنک از نقد وصال تو به یک جو نرسید·چو گه عرض بود بر سر میزان چه کند
  3. 3 آنک بحر تو چو خاشاک به یک سوش افکند·چو بجویند از او گوهر ایمان چه کند
  4. 4 نقش گرمابه ز گرمابه چه لذت یابد·در تماشاگه جان صورت بی‌جان چه کند
  5. 5 با بد و نیک بد و نیک مرا کاری نیست·دل تشنه لب من در شب هجران چه کند
  6. 6 دست و پا و پر و بال دل من منتظرند·تا که عشقش چه کند عشق جز احسان چه کند
  7. 7 آنک او دست ندارد چه برد روز نثار·و آنک او پای ندارد گه خیزان چه کند
  8. 8 آنک بر پرده عشاق دلش زنگله نیست·پرده زیر و عراقی و سپاهان چه کند
  9. 9 آنک از باده جان گوش و سرش گرم نشد·سرد و افسرده میان صف مستان چه کند
  10. 10 آنک چون شیر نجست از صفت گرگی خویش·چشم آهوفکن یوسف کنعان چه کند
  11. 11 گرچه فرعون به در ریش مرصع دارد·او حدیث چو در موسی عمران چه کند
  12. 12 آنک او لقمه حرص است به طمع خامی·او دم عیسی و یا حکمت لقمان چه کند
  13. 13 بس کن و جمع شو و بیش پراکنده مگو·بی دل جمع دو سه حرف پریشان چه کند
  14. 14 شمس تبریز توی صبح شکرریز توی·عاشق روز به شب قبله پنهان چه کند

ganjoor: sh788 · public domain