沙姆斯集 嘎扎勒 791 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۷۹۱

  1. آن مراد همه عالم چه فرستاد رسول که بیا جانب ما چون نپرد جان مرید

G791:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید·چون صفیری و ندایی ز سوی غیب شنید
  2. 2 آن مراد همه عالم چه فرستاد رسول·که بیا جانب ما چون نپرد جان مرید
  3. 3 بپرد جانب بالا چو چنان بال بیافت·بدرد جامه تن را چو چنان نامه رسید
  4. 4 چه کمندست که پر می‌کشد این جان‌ها را·چه ره است آن ره پنهان که از آن راه کشید
  5. 5 رحمتش نامه فرستاد که این جا بازآ·که در آن تنگ قفس جان تو بسیار طپید
  6. 6 لیک در خانه بی‌در تو چو مرغی بی‌پر·این کند مرغ هوا چونک به چستی افتید
  7. 7 بی قراریش گشاید در رحمت آخر·بر در و سقف همی‌کوب پر اینست کلید
  8. 8 تا نخوانیم ندانی تو ره واگشتن·که ره از دعوت ما گردد بر عقل بدید
  9. 9 هر چه بالا رود ار کهنه بود نو گردد·هر نوی کاید این جا شود از دهر قدید
  10. 10 هین خرامان رو در غیب سوی پس منگر·فی امان الله کان جا همه سودست و مزید
  11. 11 هله خاموش برو جانب ساقی وجود·که می پاک ویت داد در این جام پلید

ganjoor: sh791 · public domain