沙姆斯集 嘎扎勒 795 诗联 8 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۷۹۵

  1. رو ترش کرده چو ابری که ببارید جفا از وفا رست جفا هم به وفایی برسد

G795:8

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 وقت آن شد که ز خورشید ضیایی برسد·سوی زنگی شب از روم لوایی برسد
  2. 2 به برهنه شده عشق قبایی بدهند·وز شکرخانه آن دوست نوایی برسد
  3. 3 این همه کاسه زرین ز بر خوان فلک·بهر آنست که یک روز صلایی برسد
  4. 4 بره و خوشه گردون ز برای خورش است·تا ز خرمنگه آن ماه عطایی برسد
  5. 5 عاشقان را که جز این عشق غذایی دگرست·کاسه کدیه ایشان به ابایی برسد
  6. 6 نوخرانی که رهیدند ز بازار کهن·کهنه کاسد ایشان به بهایی برسد
  7. 7 مه پرستان که ستاره همه شب می‌شمرند·آخر این کوشش و اومید به جایی برسد
  8. 8 رو ترش کرده چو ابری که ببارید جفا·از وفا رست جفا هم به وفایی برسد
  9. 9 آنک دانست یقین مادر گل‌ها خارست·همچو گل خندد چون خار جفایی برسد
  10. 10 خضری گرد جهان لاف زد از آب حیات·تا به گوش دل ما طبل بقایی برسد
  11. 11 گر ز یاران گل آلود بریدی مگری·چون ز گل دور شود آب صفایی برسد
  12. 12 دل خود زین دودلان سرد کن و پاک بشوی·دل خم شسته شود چون به سقایی برسد
  13. 13 ناسزا گفتن از آن دلبر شیرین عجبست·ناسزا گفت که تا جان به سزایی برسد
  14. 14 یار چون سنگ دلان خانه ما را بشکست·تا که هر خانه شکسته به سرایی برسد
  15. 15 دوش در خواب بدیدم صلاح الدین را·گسترد سایه دولت چو همایی برسد

ganjoor: sh795 · public domain