沙姆斯集 嘎扎勒 838 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۸۳۸

  1. ور بیاری شبکی روز آری از برای دل یاران چه شود

G838:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 گر نخسپی شبکی جان چه شود·ور نکوبی در هجران چه شود
  2. 2 ور بیاری شبکی روز آری·از برای دل یاران چه شود
  3. 3 ور دو دیده به تو روشن گردد·کوری دیده شیطان چه شود
  4. 4 گر برآری ز دل بحر غبار·چون کف موسی عمران چه شود
  5. 5 ور سلیمان بر موران آید·تا شود مور سلیمان چه شود
  6. 6 ور چو الیاس قلاووز شوی·تا لب چشمه حیوان چه شود
  7. 7 ور بروید ز گل افشانی تو·همه عالم گل و ریحان چه شود
  8. 8 آب حیوان که در آن تاریکیست·پر شود شهر و بیابان چه شود
  9. 9 ور ز خوان کرم و نعمت تو·زنده گردد دو سه مهمان چه شود
  10. 10 ور ز دلداری و جان بخشی تو·جان بیابد دو سه بی‌جان چه شود
  11. 11 ور سواره سوی میدان آیی·تا شود سینه چو میدان چه شود
  12. 12 روی چون ماهت اگر بنمایی·تا رود زهره به میزان چه شود
  13. 13 آستین کرم ار افشانی·تا ندریم گریبان چه شود
  14. 14 ور بریزی قدحی مالامال·بر سر وقت خماران چه شود
  15. 15 ور بپوشیم یکی خلعت نو·ما غلامان ز تو سلطان چه شود
  16. 16 ور چو موسی بپذیری چوبی·تا شود چوب تو ثعبان چه شود
  17. 17 رو به لطف آر و ز دشمن مشنو·گر بجویی دل ایشان چه شود
  18. 18 بس کن ای دل ز فغان جمع نشین·گر نگویی تو پریشان چه شود

ganjoor: sh838 · public domain