沙姆斯集› 嘎扎勒 844› 诗联 7 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۸۴۴
- ای اولیای حق را از حق جدا شمرده گر ظن نیک داری بر اولیا چه باشد
G844:7
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 گر ساعتی ببری ز اندیشهها چه باشد·غوطی خوری چو ماهی در بحر ما چه باشد
- 2 ز اندیشهها نخسپی ز اصحاب کهف باشی·نوری شوی مقدس از جان و جا چه باشد
- 3 آخر تو برگ کاهی ما کهربای دولت·زین کاهدان بپری تا کهربا چه باشد
- 4 صد بار عهد کردی کاین بار خاک باشم·یک بار پاس داری آن عهد را چه باشد
- 5 تو گوهری نهفته در کاه گل گرفته·گر رخ ز گل بشویی ای خوش لقا چه باشد
- 6 از پشت پادشاهی مسجود جبرئیلی·ملک پدر بجویی ای بینوا چه باشد
- 7 ای اولیای حق را از حق جدا شمرده·گر ظن نیک داری بر اولیا چه باشد
- 8 جزوی ز کل بمانده دستی ز تن بریده·گر زین سپس نباشی از ما جدا چه باشد
- 9 بی سر شوی و سامان از کبر و حرص خالی·آنگه سری برآری از کبریا چه باشد
- 10 از ذکر نوش شربت تا وارهی ز فکرت·در جنگ اگر نپیچی ای مرتضا چه باشد
- 11 بس کن که تو چو کوهی در کوه کان زر جو·که را اگر نیاری اندر صدا چه باشد
ganjoor: sh844 · public domain