沙姆斯集 嘎扎勒 855 诗联 6 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۸۵۵

  1. نر باش و صیقلی کن دل را و نقش برخوان بی نقش و بی‌جهات این شش سو منقش آمد

G855:6

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد·هر مرده‌ای ز گوری برجست و پیشش آمد
  2. 2 دل را زبان بباید تا جان به چنگش آرد·جان پاکشان بیاید کان یار سرکش آمد
  3. 3 جان غرق شهد و شکر از منبع نباتش·مه در میان خرمن زان ترک مه وش آمد
  4. 4 خاک از فروغ نفخش قبله فرشته آمد·کب از جوار آتش همطبع آتش آمد
  5. 5 جان و دل فرشته جفت هوای حق شد·گردون فرشتگان را زان روی مفرش آمد
  6. 6 نر باش و صیقلی کن دل را و نقش برخوان·بی نقش و بی‌جهات این شش سو منقش آمد
  7. 7 آن لعل را در آخر در جیب خویش یابی·بر جیب پاک جیبان نورش مر شش آمد
  8. 8 ز افیون شربت او سرمست خفت بدعت·ز استون رحمت او دولت منعش آمد
  9. 9 ای هوشمند گوشی کو را کشید دستش·وی روسپید رویی کز وی مخمش آمد
  10. 10 خاموش پنج نوبت مشنو ز آسمانی·کان آسمان برون این پنج و این شش آمد

ganjoor: sh855 · public domain