沙姆斯集 嘎扎勒 857 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · G857 · 6 联

غزل شمارهٔ ۸۵۷

打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。

  1. G857:1 گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماندکاری که بی‌تو گیرم والله که زار ماند
  2. G857:2 گر خمر خلد نوشم با جام‌های زرینجمله صداع گردد جمله خمار ماند
  3. G857:3 در کارگاه عشقت بی‌تو هر آنچ بافموالله نه پود ماند والله نه تار ماند
  4. G857:4 تو جوی بی‌کرانی پیشت جهان چو پولیحاشا که با چنین جو بر پل گذار ماند
  5. G857:5 عالم چهار فصلست فصلی خلاف فصلیبا جنگ چار دشمن هرگز قرار ماند
  6. G857:6 پیش آ بهار خوبی تو اصل فصل‌هاییتا فصل‌ها بسوزد جمله بهار ماند

ganjoor: sh857 · public domain