沙姆斯集 嘎扎勒 857 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۸۵۷

  1. گر خمر خلد نوشم با جام‌های زرین جمله صداع گردد جمله خمار ماند

G857:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماند·کاری که بی‌تو گیرم والله که زار ماند
  2. 2 گر خمر خلد نوشم با جام‌های زرین·جمله صداع گردد جمله خمار ماند
  3. 3 در کارگاه عشقت بی‌تو هر آنچ بافم·والله نه پود ماند والله نه تار ماند
  4. 4 تو جوی بی‌کرانی پیشت جهان چو پولی·حاشا که با چنین جو بر پل گذار ماند
  5. 5 عالم چهار فصلست فصلی خلاف فصلی·با جنگ چار دشمن هرگز قرار ماند
  6. 6 پیش آ بهار خوبی تو اصل فصل‌هایی·تا فصل‌ها بسوزد جمله بهار ماند

ganjoor: sh857 · public domain