沙姆斯集 嘎扎勒 860 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۸۶۰

  1. مه می‌دود چو آیی در ظل آفتابی بدری شود اگر چه شکل هلال گیرد

G860:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 ای دل اگر کم آیی کارت کمال گیرد·مرغت شکار گردد صید حلال گیرد
  2. 2 مه می‌دود چو آیی در ظل آفتابی·بدری شود اگر چه شکل هلال گیرد
  3. 3 در دل مقام سازد همچون خیال آن کس·کاندر ره حقیقت ترک خیال گیرد
  4. 4 کو آن خلیل گویا وجهت وجه حقا·وان جان گوشمالی کو پای مال گیرد
  5. 5 این گنده پیر دنیا چشمک زند ولیکن·مر چشم روشنان را از وی ملال گیرد
  6. 6 گر در برم کشد او از ساحری و شیوه·اندر برش دل من کی پر و بال گیرد
  7. 7 گلگونه کرده است او تا روی چون گلم را·بویش تباه گردد رنگش زوال گیرد
  8. 8 رخ بر رخش منه تو تا رویت از شهنشه·مانند آفتابی نور جلال گیرد
  9. 9 چه جای آفتابی کز پرتو جمالش·صد آفتاب و مه را بر چرخ حال گیرد
  10. 10 شویان اولینش بنگر که در چه حالند·آن کاین دلیل داند نی آن دلال گیرد
  11. 11 ای صد هزار عاقل او در جوال کرده·کو عقل کاملی تا ترک جوال گیرد
  12. 12 خطی نوشت یزدان بر خد خوش عذاران·کز خط سیه‌تر است او کاین خط و خال گیرد
  13. 13 از ابر خط برون آ وز خال و عم جدا شو·تا مه ز طلعت تو هر شام فال گیرد

ganjoor: sh860 · public domain