沙姆斯集 嘎扎勒 878 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۸۷۸

  1. خورشید دیگریست که فرمان و حکم او خورشید را برای مصالح سفر دهد

G878:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 صحرا خوشست لیک چو خورشید فر دهد·بستان خوشست لیک چو گلزار بر دهد
  2. 2 خورشید دیگریست که فرمان و حکم او·خورشید را برای مصالح سفر دهد
  3. 3 بوسه به او رسد که رخش همچو زر بود·او را نمی‌رسد که رود مال و زر دهد
  4. 4 بنگر به طوطیان که پر و بال می‌زنند·سوی شکرلبی که به ایشان شکر دهد
  5. 5 هر کس شکرلبی بگزیده‌ست در جهان·ما را شکرلبیست که چیزی دگر دهد
  6. 6 ما را شکرلبیست شکرها گدای اوست·ما را شهنشهیست که ملک و ظفر دهد
  7. 7 همت بلند دار اگر شاه زاده‌ای·قانع مشو ز شاه که تاج و کمر دهد
  8. 8 برکن تو جامه‌ها و در آب حیات رو·تا پاره‌های خاک تو لعل و گهر دهد
  9. 9 بگریز سوی عشق و بپرهیز از آن بتی·کو دلبری نماید و خون جگر دهد
  10. 10 در چشم من نیاید خوبی هیچ خوب·نقاش جسم جان را غیبی صور دهد
  11. 11 کی آب شور نوشد با مرغ‌های کور·آن مرغ را که عقل ز کوثر خبر دهد
  12. 12 خود پر کند دو دیده ما را به حسن خویش·گر ماه آن ببیند در حال سر دهد
  13. 13 در دیده گدای تو آید نگار خاک·حاشا ز دیده‌ای که خدایش نظر دهد
  14. 14 خامش ز حرف گفتن تا بوک عقل کل·ما را ز عقل جزوی راه و عبر دهد

ganjoor: sh878 · public domain