沙姆斯集 嘎扎勒 897 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۸۹۷

  1. تا برهد شب ز ظلم ما برهیم از ظلام ای که جهانِ فراخ بی‌تو چو گور و لحد

G897:4

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 شرح دهم من که شب از چه سیه‌دل بود·هر کی خورد خونِ خلق زشت و سیه‌دل شود
  2. 2 چون جگر عاشقان می‌خورد این شب به ظلم·دود سیاهیِ ظلم بر دلِ شب می‌دمد
  3. 3 عاقله شب توی بازرهانش ز ظلم·نیم شبی بر فلک راه بزن بر رصد
  4. 4 تا برهد شب ز ظلم ما برهیم از ظلام·ای که جهانِ فراخ بی‌تو چو گور و لحد
  5. 5 شب همه روشن شود دوزخ گلشن شود·چونک بتابد ز تو پرتوِ نورِ احد
  6. 6 سینه کبودیِ چرخ پرتو سینه منست·جرعه‌ی خون دلم تا به شفق می‌رسد
  7. 7 فارغ و دلخوش بدم سرخوش و سرکش بدم·بولهبِ غم ببست گردنِ من در مسد
  8. 8 تیرِ غمِ تو روان، ما هدفِ آسمان·جان پیِ غم هم دوان زانک غمش می‌کشد
  9. 9 جانم اگر صافی‌ است دُردیِ لطف تو است·لطف تو پاینده باد بر سر جان تا ابد
  10. 10 قافله‌ی عصمتت گشت خفیر ار نه خود·راهزن از ریگِ ره بُود فزون در عدد
  11. 11 سر به خس اندرکشید مرغِ غم از بیم آنک·بر سرِ غم می‌زند شادیِ تو صد لگد
  12. 12 چشم چپم می‌پرد بازوِ من می‌جهد·شاید اگر جانِ من دیگ هوس‌ها پزد
  13. 13 جان مثل گلبنان حامله‌ی غنچه‌هاست·جانب غنچه صبی باد صبا می‌وزد
  14. 14 زود دهانم ببند چون دهن غنچه‌ها·زانک چنین لقمه‌ای خورد و زبان می‌گزد

ganjoor: sh897 · public domain