沙姆斯集› 嘎扎勒 911› 诗联 7 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۹۱۱
- کدام دانه فرورفت در زمین که نَرُست؟! چرا به دانهٔ انسانت این گمان باشد؟!
G911:7
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 به روز مرگ چو تابوت من روان باشد·گمان مبر که مرا درد این جهان باشد
- 2 برای من مگری و مگو «دریغ دریغ»·به دوغ دیو درافتی دریغ آن باشد
- 3 جنازهام چو ببینی مگو «فراق فراق»·مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد
- 4 مرا به گور سپاری مگو «وداع وداع»·که گور پردهٔ جمعیت جنان باشد
- 5 فُروشدن چو بدیدی برآمدن بنگر·غروب شمس و قمر را چرا زیان باشد؟!
- 6 تو را غروب نماید ولی شروق بود·لحد چو حبس نماید خلاص جان باشد
- 7 کدام دانه فرورفت در زمین که نَرُست؟!·چرا به دانهٔ انسانت این گمان باشد؟!
- 8 کدام دلو فرورفت و پر برون نامد·ز چاه یوسف جان را چرا فغان باشد؟!
- 9 دهان چو بستی از این سوی آن طرف بگشا·که هایهوی تو در جوّ لامکان باشد
ganjoor: sh911 · public domain