沙姆斯集 · G92 · 12 联
غزل شمارهٔ ۹۲
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G92:1 زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالازهی قدر و زهی بدر تبارک و تعالی
- G92:2 زهی فر زهی نور زهی شر زهی شورزهی گوهر منثور زهی پشت و تولا
- G92:3 زهی ملک زهی مال زهی قال زهی حالزهی پر و زهی بال بر افلاک تجلی
- G92:4 چو جان سلسلهها را بدرد به حرونیچه ذاالنون چه مجنون چه لیلی و چه لیلا
- G92:5 علمهای الهی ز پس کوه برآمدچه سلطان و چه خاقان چه والی و چه والا
- G92:6 چه پیش آمد جان را که پس انداخت جهان رابزن گردن آن را که بگوید که تسلا
- G92:7 چو بیواسطه جبار بپرورد جهان راچه ناقوس چه ناموس چه اهلا و چه سهلا
- G92:8 گر اجزای زمینی وگر روح امینیچو آن حال ببینی بگو جل جلالا
- G92:9 گر افلاک نباشد به خدا باک نباشددل غمناک نباشد مکن بانگ و علالا
- G92:10 فروپوش فروپوش نه بخروش نه بفروشتوی باده مدهوش یکی لحظه بپالا
- G92:11 تو کرباسی و قصار تو انگوری و عصاربپالا و بیفشار ولی دست میالا
- G92:12 خمش باش خمش باش در این مجمع اوباشمگو فاش مگو فاش ز مولی و ز مولا
ganjoor: sh92 · public domain