沙姆斯集› 嘎扎勒 92› 诗联 9 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۹۲
- گر افلاک نباشد به خدا باک نباشد دل غمناک نباشد مکن بانگ و علالا
G92:9
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا·زهی قدر و زهی بدر تبارک و تعالی
- 2 زهی فر زهی نور زهی شر زهی شور·زهی گوهر منثور زهی پشت و تولا
- 3 زهی ملک زهی مال زهی قال زهی حال·زهی پر و زهی بال بر افلاک تجلی
- 4 چو جان سلسلهها را بدرد به حرونی·چه ذاالنون چه مجنون چه لیلی و چه لیلا
- 5 علمهای الهی ز پس کوه برآمد·چه سلطان و چه خاقان چه والی و چه والا
- 6 چه پیش آمد جان را که پس انداخت جهان را·بزن گردن آن را که بگوید که تسلا
- 7 چو بیواسطه جبار بپرورد جهان را·چه ناقوس چه ناموس چه اهلا و چه سهلا
- 8 گر اجزای زمینی وگر روح امینی·چو آن حال ببینی بگو جل جلالا
- 9 گر افلاک نباشد به خدا باک نباشد·دل غمناک نباشد مکن بانگ و علالا
- 10 فروپوش فروپوش نه بخروش نه بفروش·توی باده مدهوش یکی لحظه بپالا
- 11 تو کرباسی و قصار تو انگوری و عصار·بپالا و بیفشار ولی دست میالا
- 12 خمش باش خمش باش در این مجمع اوباش·مگو فاش مگو فاش ز مولی و ز مولا
ganjoor: sh92 · public domain