沙姆斯集 嘎扎勒 922 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۹۲۲

  1. شکارگاه بخندد چو شه شکار رود ولی چه گویی آن دم که شه شکار بود

G922:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 چو عشق را هوس بوسه و کنار بود·که را قرار بود جان که را قرار بود
  2. 2 شکارگاه بخندد چو شه شکار رود·ولی چه گویی آن دم که شه شکار بود
  3. 3 هزار ساغر می‌نشکند خمار مرا·دلم چو مست چنان چشم پرخمار بود
  4. 4 گهی که خاک شوم خاک ذره ذره شود·نه ذره ذره من عاشق نگار بود
  5. 5 ز هر غبار که آوازهای و هو شنوی·بدانک ذره من اندر آن غبار بود
  6. 6 دلم ز آه شود ساکن و ازو خجلم·اگر چه آه ز ماه تو شرمسار بود
  7. 7 به از صبوری اندر زمانه چیزی نیست·ولی نه از تو که صبر از تو سخت عار بود
  8. 8 ایا به خویش فرورفته در غم کاری·تو تا برون نروی از میان چه کار بود
  9. 9 چو عنکبوت زدود لعاب اندیشه·دگر مباف که پوسیده پود و تار بود
  10. 10 برو تو بازده اندیشه را بدو که بداد·به شه نگر نه به اندیشه کان نثار بود
  11. 11 چو تو نگویی گفت تو گفت او باشد·چو تو نبافی بافنده کردگار بود

ganjoor: sh922 · public domain