沙姆斯集 嘎扎勒 937 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۹۳۷

  1. از آنک عشق نخواهد به جز خرابی کار از آنک عشق نگیرد ز هیچ آفت پند

G937:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 فراغتی دهدم عشق تو ز خویشاوند·از آنک عشق تو بنیاد عافیت برکند
  2. 2 از آنک عشق نخواهد به جز خرابی کار·از آنک عشق نگیرد ز هیچ آفت پند
  3. 3 چه جای مال و چه نام نکو و حرمت و بوش·چه خان و مان و سلامت چه اهل و یا فرزند
  4. 4 که جان عاشق چون تیغ عشق برباید·هزار جان مقدس به شکر آن بنهند
  5. 5 هوای عشق تو و آن گاه خوف ویرانی·تو کیسه بسته و آن گاه عشق آن لب قند
  6. 6 سرک فروکش و کنج سلامتی بنشین·ز دست کوته ناید هوای سرو بلند
  7. 7 برو ز عشق نبردی تو بوی در همه عمر·نه عشق داری عقلیست این به خود خرسند
  8. 8 چه صبر کردن و دامن ز فتنه بربودن·نشسته تا که چه آید ز چرخ روزی چند
  9. 9 درآمد آتش عشق و بسوخت هر چه جز اوست·چو جمله سوخته شد شاد شین و خوش می‌خند
  10. 10 و خاصه عشق کسی کز الست تا به کنون·نبوده است چنو خود به حرمت پیوند
  11. 11 اگر تو گویی دیدم ورا برای خدا·گشای دیده دیگر و این دو را بربند
  12. 12 کز این نظر دو هزاران هزار چون من و تو·به هر دو عالم دایم هلاک و کور شدند
  13. 13 اگر به دیده من غیر آن جمال آید·بکنده باد مرا هر دو دیده‌ها به کلند
  14. 14 بصیرت همه مردان مرد عاجز شد·کجا رسد به جمال و جلال شاه لوند
  15. 15 دریغ پرده هستی خدای برکندی·چنانک آن در خیبر علی حیدر کند
  16. 16 که تا بدیدی دیده که پنج نوبت او·هزار ساله از آن سو که گفته شد بزنند

ganjoor: sh937 · public domain