沙姆斯集 嘎扎勒 945 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۹۴۵

  1. چو قاف قربت ما زاد و بود اصل شماست به کوه قاف بپرید خوش چو عنقایید

G945:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 ندا رسید به جان‌ها که چند می‌پایید·به سوی خانه اصلی خویش بازآیید
  2. 2 چو قاف قربت ما زاد و بود اصل شماست·به کوه قاف بپرید خوش چو عنقایید
  3. 3 ز آب و گل چو چنین کنده ایست بر پاتان·بجهد کنده ز پا پاره پاره بگشایید
  4. 4 سفر کنید از این غربت و به خانه روید·از این فراق ملولیم عزم فرمایید
  5. 5 به دوغ گنده و آب چه و بیابان‌ها·حیات خویش به بیهوده چند فرسایید
  6. 6 خدای پر شما را ز جهد ساخته است·چو زنده‌اید بجنبید و جهد بنمایید
  7. 7 به کاهلی پر و بال امید می‌پوسد·چو پر و بال بریزد دگر چه را شایید
  8. 8 از این خلاص ملولید و قعر این چه نی·هلا مبارک در قعر چاه می‌پایید
  9. 9 ندای فاعتبروا بشنوید اولوالابصار·نه کودکیت سر آستین چه می‌خایید
  10. 10 خود اعتبار چه باشد به جز ز جو جستن·هلا ز جو بجهید آن طرف چو برنایید
  11. 11 درون هاون شهوت چه آب می‌کوبید·چو آبتان نبود باد لاف پیمایید
  12. 12 حطام خواند خدا این حشیش دنیا را·در این حشیش چو حیوان چه ژاژ می‌خایید
  13. 13 هلا که باده بیامد ز خم برون آیید·پی قطایف و پالوده تن بپالایید
  14. 14 هلا که شاهد جان آینه همی‌جوید·به صیقل آینه‌ها را ز زنگ بزدایید
  15. 15 نمی‌هلند که مخلص بگویم این‌ها را·ز اصل چشمه بجویید آن چو جویایید

ganjoor: sh945 · public domain