沙姆斯集 嘎扎勒 948 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۹۴۸

  1. یکی وجود چو آتش بود نباشد آب محال باشد یک مه بهار و دی باشد

G948:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 کسی خراب خرابات و مست می‌باشد·از او عمارت ایمان و خیر کی باشد
  2. 2 یکی وجود چو آتش بود نباشد آب·محال باشد یک مه بهار و دی باشد
  3. 3 منم خراب خرابات و مست طاعت حق·درون شهر معظم ز نیک و بی‌باشد
  4. 4 عمارتیست خراباتیان شهر مرا·که خانه‌هاش نهان در زمین چو ری باشد
  5. 5 شکوفه‌هاست درختان زهد را ز شراب·نه آن شراب که اشکوفه‌هاش قی باشد
  6. 6 چو هست و نیست مرا دید چشم معتزلی·بگفت دیدم معدوم را که شیء باشد
  7. 7 به سایه‌ها و به خورشید شمس تبریزی·که بی‌مکان و زمان آفتاب و فی باشد

ganjoor: sh948 · public domain