沙姆斯集 嘎扎勒 949 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۹۴۹

  1. دلم نماند و گدازید چون شکر در آب جمال ماه رخ دلربا چه سود کند

G949:3

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 مرا وصال تو باید صبا چه سود کند·چو من زمین تو گشتم سما چه سود کند
  2. 2 ایا بتان شکرلب چو روی شه دیدم·مرا جمال و کمال شما چه سود کند
  3. 3 دلم نماند و گدازید چون شکر در آب·جمال ماه رخ دلربا چه سود کند
  4. 4 فلک ببست میان مرا ز فضل کمر·ولیک بی‌شه شهره قبا چه سود کند
  5. 5 هزار حیله کنم من دغا و شیوه عشق·چو شه حریف نباشد دغا چه سود کند
  6. 6 مرا بقا و فنا از برای خدمت اوست·مرا چو آن نبود این بقا چه سود کند
  7. 7 سقا و آب برای حرارت جگرست·جگر چو خون شد ای دل سقا چه سود کند
  8. 8 فلک به ناله شد از بس دعا و زاری من·چو بخت یار نباشد دعا چه سود کند
  9. 9 مگو چنین تو چه دانی بلا دریست نهان·خدای داند و بس کاین بلا چه سود کند
  10. 10 چو خونبهای تو ای دل هوای عشق ویست·مگو که کشته شدم خونبها چه سود کند
  11. 11 تو هان و هان به دل و دیده خاک این ره شو·چو خاک باشی باید علا چه سود کند
  12. 12 در آن فلک که شعاعات آفتاب دلست·هزار سایه و ظل هما چه سود کند
  13. 13 هما و سایه‌اش آن جا چو ظلمتی باشد·ز نور ظلمت غیر فنا چه سود کند
  14. 14 دلا تو چند زنی لاف از وفاداری·برو به بحر وفا این وفا چه سود کند
  15. 15 صفای باقی باید که بر رخت تابد·تو جندره زده گیر این صفا چه سود کند
  16. 16 چو کبر را بگذاری صفا ز حق یابی·بدانی آنگه کاین کبریا چه سود کند
  17. 17 برو به نزد خداوند شمس تبریزی·فقیر او شو جانا غنا چه سود کند

ganjoor: sh949 · public domain