沙姆斯集 嘎扎勒 952 诗联 12 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۹۵۲

  1. مرا جواب چو زر داد من زرم دایم مگر که سیمبر خوش عیار بازآید

G952:12

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 ز شمس دین طرب نوبهار بازآید·نشاط بلبله و سبزه زار بازآید
  2. 2 کرانه کرد دلم از نبیذ و از ساقی·چو وصل او بگشاید کنار بازآید
  3. 3 کبوتر دل من در شکار باز پرید·خنک زمانی کو از شکار بازآید
  4. 4 بگردد این رخ زردم چو صد هزار نگار·ز طبل دعوت من گر نگار بازآید
  5. 5 چو ملک حسن به روی مهم قرار گرفت·بود که سوی دلم زو قرار بازآید
  6. 6 چو خارخار دلم می‌نشیند از هوسش·که گلشنش بر این خار خار بازآید
  7. 7 چو مهرها که شود محو نطع آن گوهر·دغای عشق چو خانه قمار بازآید
  8. 8 ز مستی‌اش چه گمان بردمی که بعد از می·ز هجر عربده کن آن خمار بازآید
  9. 9 از این خمار مرا نیست غم اگر روزی·به دستم آن قدح پرشرار بازآید
  10. 10 هزار چشمه حیوان چه در شمار آید·اگر از او لطف بی‌شمار بازآید
  11. 11 سؤال کردم رخ را که چند زر باشی·که جان من ز زری تو زار بازآید
  12. 12 مرا جواب چو زر داد من زرم دایم·مگر که سیمبر خوش عیار بازآید
  13. 13 بگفتمش چو بماندی تو زنده بی آن جان·چه عذر آری چون آن عذار بازآید
  14. 14 من آن ندانم دانم که آه از تبریز·کز آتشش ز دلم الحذار بازآید

ganjoor: sh952 · public domain