沙姆斯集› 嘎扎勒 962› 诗联 5 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۹۶۲
- ز خورشید پرسی که گردون چه سان بد ز مه پرس باری که جوزا چه میشد
G962:5
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 سحر این دل من ز سودا چه میشد·از آن برق رخسار و سیما چه میشد
- 2 از آن طلعت خوش و زان آب و آتش·ز فرق سر بنده تا پا چه میشد
- 3 خدایا تو دانی که بر ما چه آمد·خدایا تو دانی که ما را چه میشد
- 4 ز ریحان و گلها که روید ز دلها·سراسر همه دشت و صحرا چه میشد
- 5 ز خورشید پرسی که گردون چه سان بد·ز مه پرس باری که جوزا چه میشد
- 6 ز معشوق اعظم به هر جان خُرَّم·به پستی چه آمد به بالا چه میشد
- 7 تعالی تقدس چو بنمود خود را·مقدس دلی از تعالی چه میشد
- 8 چو میکرد بخشش نظر شمس تبریز·به بینا چه بخشید و بینا چه میشد
ganjoor: sh962 · public domain