沙姆斯集 嘎扎勒 971 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۹۷۱

  1. غوره بودم کنون شدم انگور خویشتن را ترش نتانم کرد

G971:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 عشق تو مست و کف زنانم کرد·مستم و بیخودم چه دانم کرد
  2. 2 غوره بودم کنون شدم انگور·خویشتن را ترش نتانم کرد
  3. 3 شکرینست یار حلوایی·مشت حلوا در این دهانم کرد
  4. 4 تا گشاد او دکان حلوایی·خانه‌ام برد و بی‌دکانم کرد
  5. 5 خلق گوید چنان نمی‌باید·من نبودم چنین چنانم کرد
  6. 6 اولا خم شکست و سرکه بریخت·نوحه کردم که او زیانم کرد
  7. 7 صد خم می به جای آن یک خم·درخورم داد و شادمانم کرد
  8. 8 در تنور بلا و فتنه خویش·پخته و سرخ رو چو نانم کرد
  9. 9 چون زلیخا ز غم شدم من پیر·کرد یوسف دعا جوانم کرد
  10. 10 می‌پریدم ز دست او چون تیر·دست در من زد و کمانم کرد
  11. 11 پر کنم شکر آسمان و زمین·چون زمین بودم آسمانم کرد
  12. 12 از ره کهکشان گذشت دلم·زان سوی کهکشان کشانم کرد
  13. 13 نردبان‌ها و بام‌ها دیدم·فارغ از بام و نردبانم کرد
  14. 14 چون جهان پر شد از حکایت من·در جهان همچو جان نهانم کرد
  15. 15 چون مرا نرم یافت همچو زبان·چون زبان زود ترجمانم کرد
  16. 16 چون زبان متصل به دل بودم·راز دل یک به یک بیانم کرد
  17. 17 چون زبانم گرفت خون ریزی·همچو شمشیر در میانم کرد
  18. 18 بس کن ای دل که در بیان ناید·آن چه آن یار مهربانم کرد

ganjoor: sh971 · public domain