沙姆斯集› 嘎扎勒 975› 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۹۷۵
- عشق ایمن ولایتیست چنانک ترس را نیست اندر او امید
G975:4
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 آتش افکند در جهان جمشید·از پس چار پرده چون خورشید
- 2 خنک او را که شد برهنه ز بود·وای آن را که جست سایه بید
- 3 دل سپیدست و عشق را رو سرخ·زان سپیدی که نیست سرخ و سپید
- 4 عشق ایمن ولایتیست چنانک·ترس را نیست اندر او امید
- 5 هر حیاتی که یک دمش عمرست·چون برآید ز عشق شد جاوید
- 6 یک عروسیست بر فلک که مپرس·ور بپرسی بپرس از ناهید
- 7 زین عروسی خبر نداشت کسی·آمدند انبیا به رسم نوید
- 8 شمس تبریز خسرو عهدست·خسروان را هله به جان بخرید
ganjoor: sh975 · public domain