阅读 卷 2 章节 48 ← 上一页 · 下一页 →

بخش ۴۸ - رفتن مصطفی علیه السلام به عیادت صحابی و بیان فایدهٔ عیادت

穆斯塔法(愿主福安之)探望一位同伴,并阐明探望的好处

  1. M2:2140 از صحابه خواجه‌ای بیمار شدواندر آن بیماریش چون تار شد
  2. M2:2141 مصطفی آمد عیادت سوی اوچون همه لطف و کرم بد خوی او
  3. M2:2142 در عیادت رفتن تو فایده‌ستفایدهٔ آن باز با تو عاید است
  4. M2:2143 فایدهٔ اول که آن شخص علیلبوک قطبی باشد و شاه جلیل
  5. M2:2144 چون دو چشم دل نداری ای عنودکه نمی‌دانی تو هیزم را ز عود
  6. M2:2145 چونک گنجی هست در عالم مرنجهیچ ویران را مدان خالی ز گنج
  7. M2:2146 قصد هر درویش می‌کن از گزافچون نشان یابی به جد می‌کن طواف
  8. M2:2147 چون تو را آن چشم باطن‌بین نبودگنج می‌پندار اندر هر وجود
  9. M2:2148 ور نباشد قطب، یار ره بوَدشه نباشد، فارِسِ اِسپَه بوَد
  10. M2:2149 پس صلهٔ یارانِ ره لازم شمارهر که باشد گر پیاده گر سوار
  11. M2:2150 ور عدو باشد همین احسان نکوستکه به احسان بس عدو گشته‌ست دوست
  12. M2:2151 ور نگردد دوست کینش کم شودزانک احسان کینه را مرهم شود
  13. M2:2152 بس فواید هست غیر این ولیکاز درازی خایفم ای یار نیک
  14. M2:2153 حاصلْ این آمد که یارِ جمع باشهمچو بُتگر از حجر یاری تراش
  15. M2:2154 زانک انبوهی و جمع کاروانره‌زنان را بشکند پشت و سنان