مثنوی 阅读 提问 EnglishفارسیEspañolFrançaisDeutschNederlandsTürkçeالعربيةاردوहिन्दीРусскийBahasa Indonesia中文日本語ItalianoPortuguês한국어BosanskiAzərbaycancaOʻzbekchaТоҷикӣدریবাংলাپښتو繁體中文SvenskaRomânăSuomiУкраїнськаไทยFilipino ▾ Aa 字号 A− A+ 译文字体 Aa Aa 行间距 诗句下方 译文 释义 对齐 动效 玻璃 重置 ☀☾ × 阅读› 卷 3› 章节 182 ← 上一页 · 下一页 → بخش ۱۸۲ - پرسیدن معشوقی از عاشق غریب خود کی از شهرها کدام شهر را خوشتر یافتی و انبوهتر و محتشمتر و پر نعمتتر و دلگشاتر 一位情人问他的异乡恋人:你觉得哪个城市最美好、最繁华、最庄严、最富饶、最令人心旷神怡? 原文 中文 双语 ✦ 用你的语言通读本节 0/4 M3:3808 گفت معشوقی به عاشق کای فتیتو به غربت دیدهای بس شهرها M3:3809 پس کدامین شهر ز آنها خوشترستگفت آن شهری که در وی دلبرست M3:3810 هرکجا باشد شه ما را بساطهست صحرا گر بود سم الخیاط M3:3811 هر کجا که یوسفی باشد چو ماهجنتست ارچه که باشد قعر چاه Ask 摘要与主旨 深度注释 上一页بخش ۱۸۱ - عزم کردن آن وکیل ازعشق کی رجوع کند به بخارا لاابالیوار那位代理人因爱而决定毅然返回布哈拉 下一页بخش ۱۸۳ - منع کردن دوستان او را از رجوع کردن به بخارا وتهدید کردن و لاابالی گفتن او朋友们阻止他返回布哈拉,并威胁他,他却毫不在乎